فهرست انجمنهاي فسا آی تی
.

ورودورود  ثبت نامثبت نام  مشخصات فرديمشخصات فردي پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول   جستجوجستجو  ليست اعضاليست اعضا  گروههاي کاربرانگروههاي کاربران پيامهاي خصوصيپيامهاي خصوصي    

 اشعار فريدون مشيري مشاهده موضوع بعدي
مشاهده موضوع قبلي
ارسال موضوع جديدپاسخ دادن به اين موضوع رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدي
نويسنده پيام
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 12:59 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

آسمان كبود


بهارم دخترم از خواب برخيز

شكر خندي بزن و شوري برانگيز

گل اقبال من اي غنچه ي ناز

بهار آمد تو هم با او بياميز

***

بهارم دخترم آغوش واكن

كه از هر گوشه، گل آغوش وا كرد

زمستان ملال انگيز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

***

بهارم، دخترم، صحرا هياهوست

چمن زير پر و بال پرستوست

كبد آسمان همرنگ درياست

كبود چشم تو زيبا تر از اوست

***

بهارم، دخترم، نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم كند گل

تماشا كن تبسم هاي او را

تبسم كن كه خود را گم كند گل

***

بهارم، دخترم، دست طبيعت

اگر از ابرها گوهر ببارد

و گر از هر گلش جوشد بهاري

بهاري از تو زيبا تر نيارد

***

بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح

اميدي مي دمد در خنده تو

به چشم خويشتن مي بينم از دور

بهار دلكش آينده ي تو !

*****
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:00 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

احساس



نشسته ماه بر گردونه عاج .

به گردون مي رود فرياد امواج .

چراغي داشتم، كردند خاموش،

خروشي داشتم، كردند تاراج ...

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:00 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

ارمغان


چگونه ماهي خود را به آب مي سپرد !

به دست موج خيالت سپرده ام جان را .

فضاي ياد تو، در ذهن من، چو دريائي است؛

بر آن شكفته هزاران هزار نيلوفر .

درين بهشت برين، چون نسيم مي گذرم،

چه ارمغان برم آن خنده گل افشان را ؟

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:01 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

از ژرفاي آن غرقاب



شب تاريك و « بيم موج » و گردابي چنين هائل

كجا دانند حال ما « سبكباران ساحل ها »

((حافظ ))

***

در آن شب تاريك وآن گرداب هول انگيز،

حافظ را

تشويش توفان بود و « بيم موج » دريا بود !

ما، اينك از اعماق آن گرداب،

از ژرفاي آن غرقاب،

چنگال توفان بر گلو،

هر دم نهنگي روبرو،

هر لحظه در چاهي فرو،

تن پاره پاره، نيمه جان، در موج ها آويخته،

در چنبر اين هشت پايان دغل، خون از سراپا ريخته،

***

صد كوه موج از سر گذشته، سخت سر كشته،

با ماتم اين كشتي بي ناخداي بخت برگشته،

هر چند، اميد رهائي مرده در دل ها؛

سر مي دهيم اين آخرين فرياد درد آلود را :

- (( ... آه، اي سبكباران ساحل ها ... ! ))

*****
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:01 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

اي عشق



اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:02 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

ايثار


سر از دريا برون آورد خورشيد

چو گل، بر سينه دريا، درخشيد

شراري داشت، بر شعر من آويخت

فروغي داشت، بر روي تو بخشيد !

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:02 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

از اوج



باران، قصيده واري،

- غمناك -

آغاز كرده بود.



مي خواند و باز مي خواند،

بغض هزار ساله ي درونش را

انگار مي گشود

اندوه زاست زاري خاموش!

ناگفتني است...

اين همه غم؟!

ناشنيدني است!

***

پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟

گفتند: اگر تو نيز،

از اوج بنگري

خواهي هزار بار از اوج تلخ تر گريست!

*****
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:03 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

بر آمد آفتاب


لبخند او، بر آمدن آفتاب را

در پهنه طلائي دريا

از مهر، مي ستود .

در چشم من، وليكن ...

لبخند او بر آمدن آفتاب بود !

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:03 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

بغض


در اين جهان لا يتناهي،

آيا، به بيگناهي ماهي،

- ( بغضم نمي گذارد، تا حرف خويش را

از تنگناي سينه بر آرم ! )

گر اين تپنده در قفس پنجه هاي تو،

اين قلب بر جهنده،

آه، اين هنوز زنده لرزنده،

اينجا، كنار تابه !

در كام تان گواراست ؛

حرفي دگر ندارم ! ...

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:04 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

بگو كجاست؟


اي مرغ آفتاب!

زنداني ديار شب جاودانيم

يك روز، از دريچه زندان من بتاب

***

مي خواستم به دامن اين دشت، چون درخت

بي وحشت از تبر

در دامن نسيم سحر غنچه واكنم

با دست هاي بر شده تا آسمان پاك

خورشيد و خاك و آب و هوا را دعا كنم

گنجشك ها ره شانه ي من نغمه سر دهند

سرسبز و استوار، گل افشان و سربلند

اين دشت خشك غمزده را با صفا كنم

***

اي مرغ آفتاب!

از صد هزار غنچه يكي نيز وا نشد

دست نسيم با تن من آشنا نشد

گنجشك ها دگر نگذاشتند از اين ديار

وان برگ هاي رنگين، پژمرده در غبار

وين دشت خشك غمگين، افسرده بي بهار

***

اي مرغ آفتاب!

با خود مرا ببر به دياري كه همچو باد،

آزاد و شاد پاي به هرجا توان نهاد،

گنجشك پر شكسته ي باغ محبتم

تا كي در اين بيابان سر زير پر نهم؟

با خود مرا ببر به چمنزارهاي دور

شايد به يك درخت رسم نغمه سر دهم.

من بي قرار و تشنه ي پروازم

تا خود كجا رسم به هر آوازم...

***

اما بگو كجاست؟

آن جا كه - زير بال تو - در عالم وجود

يك دم به كام دل

اشكي توان فشاند

شعري توان سرود؟

*****
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:05 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

بوسه و آتش



در همه عالم كسي به ياد ندارد

نغمه سرايي كه يك ترانه بخواند

تنها با يك ترانه در همه ي عمر

نامش اينگونه جاودانه بماند

***

صبح كه در شهر، آن ترانه درخشيد

نرمي مهتاب داشت، گرمي خورشيد

بانگ: هزار‌آفرين! زهرجا بر شد

شور و سروري به جان مردم بخشيد

***

نغمه، پيامي ز عشق بود و ز پيكار

مشعل شب هاي رهروان فداكار

شعله بر افروختن به قله كهسار

بوسه به ياران، اميد و وعده به ديدار

***

خلق، به بانگ "مرا ببوس" تو برخاست!

شهر، به ساز "مرا ببوس" تو رقصيد!

هركس به هركس رسيد نام تو را پرسيد

هر كه دلي داشت، بوسه داد و ببوسيد!

***

ياد تو، در خاطرم هميشه شكفته ست

كودك من، با "مرا ببوس" تو خفته ست

ملت من، با "مرا ببوس" تو بيدار

خاطره ها در ترانه ي تو نهفته ست

***

روي تو را بوسه داده ايم، چه بسيار

خاك تو را بوسه مي دهيم، دگر بار

ما همگي " سوي سرنوشت" روانيم

زود رسيدي! برو، "خدا نگهدار"

***

"هاله" ي مهر است اين ترانه، بدانيد

بانگ اراده ست اين ترانه، بخوانيد

بوسه ي او را به چهره ها بنشانيد

آتش او را به قله ها برسانيد

*****
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:05 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

به هر موجي كه مي گفتم ...



به دريا شكوه بردم از شب دشت،

وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت،

به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛

سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:06 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

بيكرانه



نه آن دريا، كه شعرش جاودانه است،

نه آن دريا، كه لبريز از ترانه ست .

به چشمانت بگو بسپار ما را،

به آن دريا كه ناپيدا كرانه ست !

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:06 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

پاسخ



ساحل در انتظار كسي بود

تا پاسخي بگويد، فرياد آب را .

با ناله گره شده، دلتنگ، خشمگين،

سر زير پر كشيدم و رفتم !

جواب را .

***
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
TNT
انجمن هاي فساهو
انجمن هاي فساهو


عضو شده در:31 فروردين 1384
تعداد روز عضويت:1963
پست: 293




پستتاريخ: 1 ارديبهشت 1384 - 13:07 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول بازگشت به بالاي صفحه

پرنيان سرد


بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است

بگذار تا سپيده بخندد به روي ما

بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه"

حسرت خورد ز روشني آرزوي ما

***

بنشين، مرو، هنوز به كامت نديده ايم

بنشين، مرو، هنوز كلامي نگفته ايم

بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است

بنشين، كه با خيال تو شب ها نخفته ايم

***

بنشين، مرو، كه در دل شب، در پناه ماه

خوش تر ز حرف عشق و سكوت و نگاه نيست

بنشين و جاودانه به آزار من مكوش

يكدم كنار دوست نشستن گناه نيست

***

بنشين، مرو، حكايت "وقت دگر" مگوي

شايد نماند فرصت ديدار ديگري

آخر، تو نيز با منت از عشق گفتگوست

غير از ملال و رنج از اين در چه مي بري؟

***

بنشين، مرو، صفاي تمناي من ببين

امشب، چراغ عشق در اين خانه روشن است

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز

بنشين، مرو، مرو كه نه هنگام رفتن است!...

***

اينك، تو رفته اي و من از راه هاي دور

مي بينمت به بستر خود برده اي پناه!

مي بينمت - نخفته - بر آن پرنيان سرد

مي بينمت نهفته نگاه از نگاه ماه

***

درمانده اي به ظلمت انديشه هاي تلخ

خواب از تو در گريز و تو از خواب در گريز

ياد منت نشسته برابر - پريده رنگ -

با خويشتن - به خلوت دل - مي كني ستيز

*****
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
نمايش پستها:       
ارسال موضوع جديدپاسخ دادن به اين موضوع رفتن به صفحه 1, 2, 3  بعدي
 پرش به:   

شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد

موضوعات مرتبط
 مباحث   پاسخها   نويسنده   مشاهده شده   آخرين پست 
پست جديد وجود ندارد سوالات درسي خود را به كامپيوتر بدهيد تا از شما امتحان بگيرد 8 fasahoo 5873 14 شهريور 1387 - 14:39
كوچولو مشاهده آخرين پست
پست جديد وجود ندارد آيا مي خواهيد عشق كسي را از سر خود بيرون كنيد؟ 68 مريم پارس 10803 27 تير 1387 - 22:12
ام.اس مشاهده آخرين پست
پست جديد وجود ندارد چگونه چربي خود را بسوزانيم؟ 0 AKHTOF 3909 3 بهمن 1384 - 21:39
AKHTOF مشاهده آخرين پست
پست جديد وجود ندارد كلاهبردار حرفه اي خود را كارشناس دادگستري معرفي نمود 6 fasahoo 4819 2 شهريور 1384 - 23:40
مرتضي مشاهده آخرين پست
پست جديد وجود ندارد سایت خود را مطابق تکنولوژی جستجوگر ها طر 0 محمد باقر اهتمام 1622 19 خرداد 1384 - 14:07
محمد باقر اهتمام مشاهده آخرين پست
 

Powered by phpBB © 2008 phpBB Group

باهمكاري : بچه هاي گل فسا

.